کد دعای فرج برای وبلاگ

(¸.•*¨بی کران مهر و پاکی¸.•*´¨)

(¸.•*¨بی کران مهر و پاکی¸.•*´¨)

 

 

 

ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام                                 

                                    آخر رسد ماه رجب من میزبان گم کرده ام

 

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به میهمانی شعبان ببرد.

 

رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت میخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....  

 

 

هلال ماه رجب 1427 قمری، زندگی و تولـدی دوباره را بـه عاشقان نوید می دهد. ماه رجـب فصل جدیدی در کتاب زندگی می گشاید که از عطر دل انگیز نیایش سرشار است. پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) با دیدن هلال ماه مبارک رجب، دست به دعا بر می داشت و پس از حمد و ثنای الهی، سی بار تکبیر و لااله الا اللّه می گفت و می فرمود: ماه رجب، ماه استغفار برای امت من است. در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده مهربان است.

 

 

 

در ماه رجب فرشته ای تا صبح اینگونه ندا می دهد:

 خوشا به حال رجبیّون، خوشا به حال آنان که والایی ماه رجب را دریافته اند، خوشا به حال آنان که از برکت ماه رجب نصیبی اندوخته اند.

 

 

 

راستی روزه گرفتن این روز ثواب بسیار دارد. به دوستاتونم این شب قشنگ رو یاد آوری کنید و خبرشو بهشون بدید. ایشالا دعاهای  و آرزوهای قشنگ شما هم در این شب زیبا برآورده و مستجاب بشه!...

 

 ماه رجب ماه ...

 

ماه رجب، ماه خداست در غایت حرمت و فضیلت. اگر کسی روزی از این ماه را روزه بگیرد خدای را خشنود و شعله غضب الهی را خاموش نموده است و دری از درهای جهنم به روی او بسته می شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در این ماه طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) می گویند زیرا که رحمت خداوند در این ماه بر امت من بسیار ریخته می شود، پس بسیار بگوئید استغفر الله و اسئله التوبه.

 

 

 

شب "لیله الرغائب" نزدیکه... شب آرزوها ...اولین جمعه ماه رجب ... من رو فراموش نکنین ........

 

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳۸٦/٤/٢٦ساعت۱۱:٥٠ ‎ب.ظتوسط پیام ناصح... رفیق بی کران | نظرات ()

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.
FlowersFlowersFlowersFlowers
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دستکم یکی در میانشان
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.
Image hosted by TinyPic.com
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،

تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
nazar yadetoon  nare
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،

تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه‌دارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند

چون این کارِ ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند

و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
این دلنوشته ها تضمینی واسه بهشته ها.....
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی

وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد.
چرا که به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
 
امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
 
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
 
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
  
اگر همه‌ی این‌ها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!

+نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸٦/۳/۱٦ساعت٤:٤٠ ‎ب.ظتوسط پیام ناصح... رفیق بی کران | نظرات ()

 سالهاست که سالها میگذرند و سالهای جدید کهنه میشوند و اندک اندک
به خاطره ها و تاریخ می پیوندند.

تا چه حد حرفای ديگران بر ما تاثير داره

مردی وارد مغازه خیاطی شد و کتی را امتحان کرد. وقتی جلو آینه ایستاد متوجه شد که پائین کت کمی کوتاه است.

خیاط گفت: " نگران نباشید. فقط با دست چپتان قسمت کوتاه را نگه دارید. هیچ کس متوجه نمی شود."

مشتری وقتی داشت این کار را می کرد متوجه شد که لبه یه کت به جای اینکه پایین بیفتد به طرف بالا ایستاده است.

خیاط دوباره گفت: "چیزی نیست. فقط سرتان را کمی بچرخانید و با چانه تان آن را به طرف پایین نگه دارید."

مشتری همین کار را کرد. اما بعد متوجه شد که پاچه شلوار کمی کوتاه است و خشتکش هم بیش از حد تنگ است.

خیاط گفت: "نگران نباشید. فقط با دست راست پاچه شلوار را پایین بکشید تا همه چیز عالی شود." مشتری قبول کرد و کت را خرید.

روز بعد او کت نوی خود را پوشید – با همه تغییرات لازم دست و چانه- او در حالی که با چانه اش یقه کت را به سمت پایین نگه داشته بود، با یک دست پایین کت را گرفته بود و با دست دیگر خشتک را، به سختی از پارک عبور می کرد. دو پیرمرد که شطرنج بازی می کردند دست از بازی کشیدند و او را تماشا کردند.

اولی گفت:" وای خدایا، آن مرد بدبخت فلج را نگاه کن!"

دومی لحظه ای فکر کرد بعد به نجوا گفت:" آره، فلج بودن خیلی بد است؟، اما می دانی، در تعجبم که آن کت قشنگ را از کجا آورده؟"

چند نفر از ما به خاطر عقاید دیگران، خود حقیقیمون رو اینطوری داغون کردیم؟

 

+نوشته شده در شنبه ۱۳۸٦/۱/٤ساعت٤:٠۱ ‎ب.ظتوسط پیام ناصح... رفیق بی کران | نظرات ()

سلام دوستان من برای یه مدتی که خودمم نمی دنم چقدر طول میکشه دارم میرم

ولی چند وقت یک باری سعی می کنم به اینجا سر بزنم و نظرای زیباتونا بخونم

برام دعا کنین که موفق بشم

FlowersFlowersFlowersFlowersFlowers

خدا حافظ همین حالا؛

 همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

 خدا حافظ کمی غمگین ؛

 به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادست نه اینکه می شه باور کرد دوباره آخر جادست

خداحافظ به شرطی که نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

 خداحافظ همین حالا؛

 خداحافظ

                 

                                                                                                  رفیق بیکران

+نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٥/۱۱/۱ساعت٧:۳٧ ‎ب.ظتوسط پیام ناصح... رفیق بی کران | نظرات ()

کودکی که آماده تولد بود ؛نزد خدارفت  و از او پرسيد:

می گويند فردا شما مرا به زمين می فرستيد :

اما من به اين کوچکی و بدون هيچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی

 به آنجا بروم؟

خداوند پاسخ داد:از ميان تعداد بسياری از فرشتگان؛

من يکی را برای تو در نظر گرفته ام .او در انتظار توست واز تو

 نگهداری  خواهد کرد.

اما کودک هنوز مطمئن نبود که ميخواهد برود يا نه

(اما اينجا در بهشت؛من هيچ کاری جز خنديدين  و آواز خواندن ندارم

واينها برای شادی من کافی هستند).

خداوند لبخند زد فرشته تو برايت آواز خواهد خواند؛

و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد

و شاد خواهی بود.

کودک ادامه داد :من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گويند؛

وقتی زبان آنها را نمی دانم؟

خداوند او را نوازش کرد وگفت :

فرشته توزيباترين و شيرينترين واژه هايی را که ممکن است بشنوی

در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو ياد خواهد داد

که چگونه صحبت کني.

کودک با ناراحتی گفت:وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟

اما خدا برای اين سوال هم  پاسخی داشت:

فرشته ات دستهايت را کنار هم قرار خواهد داد و

به تو ياد می دهد که چگونه دعا کنی .

کودک سرش را بر گرداند وپرسيد :شنيدم که در زمين انسانهای بدی هم

زندگی می کنند .

چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟

فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد ؛حتی اگر به قيمت جانش تمام شود.

کودک با نگرانی ادامه داد:

اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمی توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود.

خداوند لبخند زد و گفت :

فرشته ات هميشه درباره  من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت

 نزد من راخواهد آموخت گر چه من هميشه در کنار تو خواهم بود.

درآ ن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايی از زمين شنيده می شد .

کودک می دانست که بايد به زودی سفرش را آغاز کند .

او به آرامی يک سوال ديگر از خداوند پرسيد:

خدايا!!اگر من بايد همين حالا بروم؛لطفا نام فرشته ام را به من بگوييد.

خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:نام فرشته ات اهميتی ندارد .

به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی.

 با تشکر از وبلاگ دوستم    ماندگار

+نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸٥/۱٠/۱٧ساعت٥:٠٧ ‎ب.ظتوسط پیام ناصح... رفیق بی کران | نظرات ()